عراق

جنگ بر عليه سلاح اتمي يا انهدام قسمتي ازتاريخ و فرهنگ شرق؟

خسارات ناشي از جنگ يا غارتي برنامه ريزي شده ؟

از سال ۱۹۹۱ کشورهاي غربي به رهبري آمريکا تلاش خود را در جهت نابودي ميراث فرهنگي شرق مخصوصا آثار باستاني بين النهرين دو چندان نموده و غارت
اماکن باستاني و موزه ها, بمباران بنا هاي تاريخي به آتش کشیدن کتابخانه ها و آرشيو اسناد ملي , مساجد و محله هاي قديمي را درصدر برنامه خويش قرار داده اند.

جنگي که نخست در پوشش آزادسازي کويت و سپس در لواي واهي خلع سلاح رژيم حاکم بر عراق برمردم بي گناه اين کشور تحميل شد بهانه اي بيش نبود , بهانه اي

براي تسلط بر منابع نفتي عراق وهمچنين نابودي يکي از کهن ترين گهواره هاي تمدن شرق .
در سال۱۹۹۱ به هنگام اولين حمله آمريکا به عراق بيش از ۵۰۰۰ قطعه از آثار باستاني اين کشوربه يغما رفته و در اثر پرتاب ۴۰۰ خمپاره آمريکايي مناطق باستاني

نينوا ( که بنا به فرضيه اي محل تولد حضرت ابراهيم تلقي شده) و اور (مکان قصرآشوربنيپال ) ويران شده بود . بدنيست بدانيم که نتيجه اين جنگ در همان سال با در
نظر گرفتن تحريم هاي تحميلي از طرف سازمان ملل متحد به قيمت جان۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار عراقي و خساراتي برابر ۲۰۰ميليارد. دلار و آوارگي ۵ ميليون نفر تمام شد

بر خلاف کنوانسيون يونسکو مصوب ۱۹۷۰ و مواد کنوانسيون هاگ تثبيت شده در سال ۱۹۵۴ که اشغالگران را مجبور به حفاظت آثار باستاني و فرهنگي مي نمايد نيروهاي

مسلح و مرسونرهاي غربي با دعاي خير مسئولان عالي رتبه آمريکايي به بزرگترين غارت و انهدام فرهنگي قرن بيستم دست زده اند

 

در اين ميان جامعه بين المللي و بويژه غربي ها که تصميم به تبديل يونان به منبع اوليه تمدن بشري گرفته اند بي تفاوتي و سکوت را پيشه کرده و چشم را براين واقعييت بسته اند که حکايات مندرج در انجيل و نوشته هاي نويسندگان يوناني همچو هومر از حماسه گيلگامش گرفته شده است لازم به يادآوريست که حماسه گیلگامش یکی از قدیمی‌ترین ونامدارترین آثار
حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که  ۲۴۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح در منطقه بين النهرين بر روی لوحه‌های گلی شکل گرفته و متن اصلی آن که درکتابخانه آشوربنیپال در نینوا بازیافته شده دارای دوازده سرود است که هریک سیصد مصراع دارد. (بد نيست خاطرنشان کنيم که اکتشافات علمي بسياري در زمينه هاي نجوم و رياضيات همانند
قضيه فيثاغورث همه نتيجه زحمات و دانش منطقه بين النهرين ميباشد .

اشغالگران مناطق و شهرهاي باستانيرا به کمپ هاي ارتشي تبديل نموده و کار را به جايي رسانده اند که در ماه ژانويه ۲۰۰۵ روزنامه انگليسي گاردين گزارش نگران کننده اي که بوسيله موزه بريتانيا تهيه شده بود به چاپ رسانده و پرسيده است چگونه مي توان در برابر انهدام اين ميراث تاريخي و بي همتاي بشريت سکوت اختيار کرد؟

در سال ۲۰۰۳ نيروهاي آمريکاي و انگليسي با بمباران هاي شديد قسمت اعظمي از موزه بغداد و همچنين دانشگاه بزرگ مستنصريه بغداد را که در قرن سيزدهم يعني پيش از
دانشگاه سوربن پاريس بنا شده و بهسبب داشتن ساعتي نجومي در دنيا مشهور بود با خاک يکسان نمودند . اشغالگران تنها بدين بسنده نکرده و به غارت قصرها و اماکن قديم
.مذهبي پرداخته و اشيائ قديمي را به يغما برده اند.

کم نيست عکسهايي که سربازان آمريکايي را به بهانه برداشتن چند يادگاري در حال کندن قطعاتي از ديوارهاي اماکن و مساجد تاريخي نشان مي دهد

 

اما اسفناکتر از آن ديدن گروه هايي هستند که در پناه باندهاي مسلح به سلاح هاي نيمه اتوماتيک شب و روز با بيل و بولدوزر در حال حفر گودال و کندن آثارباستاني در اماکن تاريخي مي باشند  این گروه ها معمولا براي مشتريان و ثروتمندان بين المللی از جمله موزه هاي بزرگ دنيا همچونيويورک . پاريس لندن ژنو و ميلان کار مي کنند.

 

 

پرفسور اتريشي والتر سامرفلد در اين مورد مي گويد اين حفاري هاي وحشيانه فجيع تر از غارت موزه ها مي باشد .
چندي پيش شهر پاريس مهماندار کلکسيون اشيا وجواهرات عتيقه افغانستان بود که نجيب الله رئيس جمهوري آن کشور قبل از رسيدن طالبان به کابل با هوش و درايت و آينده نگري بسيار دستور پنهان نمودن آن ها را در زير زمين محل امني داده بود.
از زمان پایان جنگ در عراق غارت آﺛار باستانی این کشور به تنهائی هر سال مبلغ سیزده میلیارد دلار به جیب غارتگران غربی می ریزد.

 

 

 

در قرن بیستم پیشرفت سریع وسایل ارتباطات جمعی یکی از عواملی بود که استفاده از پروپگاند را به عنوان ابزاری اساسی درجهت حفظ قدرت چه در رﮋیم های دیکتاتوری و چه در دمکراسی تسریع بخشید.

امروزه کاربرد پروپگاند به حدی رایج شده است که دست اندرکاران به منظور محق جلوه دادن استفاده از آن پروپگاند را به عنوان یک ” هنر” معرفی نموده اند ٫ ” هنر ” پخش اطلاعات دروغین و یا واقعی اما یکجانبه در مقیاسی بزرگ . 

پروپگاند چیست

پروپگاند نوعی استراﺘﮋی ارتباطاتی است که با بهره گیری از علم روان شناسی و به یاری مجموعه ای از اعمال روانی بر روی برداشت انسان از موضوعات ٫ حوادث و اشخاص اﺜﺮ گذاشته و وی را به سوی طرز فکر ٫ نحوه تصمیم گیری  و عملکرد دلخواه پروپگاندیست هدایت می کند.

هدف پروپگاند غصب قدرت و ظرفیت آزادی فکر و قضاوت فرد و محدود نمودن منابع اطلاعاتی وی به رساناهایست که پخش آن را به عهده دارند.

پروپگاند که اغلب در زمینه های سیاسی اقتصادی و دینی بکار گرفته می شود مکمل سانسورمی باشد. پروپگاند و سانسور هر دو درچهارچوب اطلاعات وا خبار عمل نموده

و هر دو هدف مشترک کنترل افکار و اعمال فرد را دنبال می کنند  اما به شیوه های متفاوت : سانسور با جلوگیری از دستیابی به منابع اطلاعاتی و پروپگاند با پخش اطلاعات نادرست از منابع متعدد.

سانسور با مخفی نمودن اطلاعات نیاز به آگاهی را بوجود می آورد و پروپگاند به این نیاز پاسخ می گوید.

در مورد فرق بین تبلیغ و پروپگاند می توان گفت که هر دو آنها به منظور قانع نمودن درست شده اند اما تبلیغ فقط به منظور فروش  کالا و یا سرویسی خدماتی به کار می رود در حالی که  پروپگاند  دید و برداشت انسان را تغییر داده ٫ وی را به نمونه دلخواه خویش تبدیل کرده و به وی پیش داوریها و ارزشهای مد نظر خود را تلقین می نماید..

در مورد تاریخچه پروپگاند میتوان اظهار کرد که نخستین کاربرد پروپگاند به زمانی برمی گردد که انسان به منظور پیشبرد منافع خویش چه بوسیله تکلم ٫ نگارش و یا استفاده از سمبل های مختلف دادن اطلاعات نادرست و سوﺀ استفاده از افکار و احساسات دیگران را تجربه کرد.  

پروپگاند از تمامی وسایل ارتباطاتی و بخصوص ارتباطات جمعی بهره گیری می کند

تلویزیون ٫ رادیو٫  سینما ٫ مطبوعات ٫ کتاب ٫ نمایشنامه تئاتر ٫ کتابهای درسی ٫ انترنت ٫ پوستر٫ آمارو تصویر را میتوان از جمله وسایل پخش پروپگاند به حساب آورد. مونتاﮋ تصاویر که از سال ١۸۳۰ یعنی تنها ۴ سال پس از گرفتن نخستین عکس در دنیا مورد استفاده قرار گرفته کاربرد وسیعی در زمینه پروپگاند داشته و دارد.

برای دیدن نمونه ای از پروپگاند به کمک تصویر بد نیست سری به سایت زیر زده 

http://www.azodkitab.org/IR/DIR-CENAYAT-ARMENI/DIR-DIF-F/JAL-HAQ.pdf

و به تصاویر مقاله ” تقلب ٫ جنایات و رهبران ارمنی “  که در سال ۱۹۹۲ توسط ” انجمن دمکراسی و حقوق بشر آذربایجان در پاریس ” برای آگاهی اذهان عمومی فرانسه در رابطه با پروپگاندهای ارامنه چاپ و در مقیاس وسیعی به رساناهای گروهی و سیاستمداران فرانسوی فرستاده شده بود نظری بیفکنیم.

 در صفحه نخست مقاله تصاویر روی جلد کتاب اسماعیل رائین که در سال ١۹۷۳ با عنوان” قتل عام ارامنه در دوران سلاطین ﻋﺜﻤانی در ١۹۱۵” چاپ تهران را مشاهده می کنیم که بنا به اظهار نویسنده کتاب تلی از سرهای ارامنه مقتول را نشان می دهد در حالی که در صفحه دوم مقاله فریبکاری نویسنده با ارائه تصویر اصلی که از تابلویی با عنوان ” نتایج جنگ ” اﺜﺮ ورچچیاگین نقاش روسی که در سال ١۸۷١ کشیده شده و هیچ ارتباطی با ارامنه ندارد بر ملا می شود. 

باید به خاطر داشت که میزان خطر افتادن در دام پروپگاند نسبت مستقیمی با اعتبار و شهرت رساناهای گروهی دارد هرچه رسانا مشهورتر باشد همانقدر نیز پروپگاند احتمالی پخش شده بوسیله آن قابل باورتر است.

در ماه مارس ١۹۹١ مشهورترین روزنامه فرانسه ” لو موند ” در خبری تحت عنوان” ده ها ارمنی در آذربایجان و گرجستان کشته شده اند ” تنها و تنها از کشته شدن معاون رئیس جمهوری گرجستان توسط اشخاصی ناشناس خبر می دهد و بس.

http://www.azodkitab.org/IR-1/DIR-MOZDUR/LEMOND.pdf 

پروپگاند از لخاظ فرم به دو شاخه اصلی سخت و ملایم تقسیم می شود در نوع اول که به راحتی قابل مشاهده و تشخیص می باشد تنها یک صدا به گوش می رسد که بیانگر دگمی است رسمی . این نوع پروپگاند اغلب در رﮋیم های دیکتاتوری بکار گرفته می شود نمونه این پروپگاند را

میتوان  در فیلم

Una giornata particolare

” یک روز مخصوص ” ساخته کارگردان ایتالیایی

Ettore Scola

دید که تظاهرات فاشیستها و ابراز وفاداری آنها نسبت به موسولینی را به تماشا می گذارد.

نوع ملایم پروپگاند که خطرناکترمیباشد نامرئی بوده ویا اگر بهتر بگوییم با ماسک  غیرسیاسی ظاهر شده و نیازی به بلندگو و نطق واونیفرم نداشته و حتی دم از چندگانگی می زند. این نوع پروپگاند نیز در جوامع نسبتا دمکراتیک رایج بوده و ارزشهایی همانند حقوق بشر آزادی دمکراسی را برای رسیدن به مقصد خویش بکار می برد.

از لحاظ نوع منبع پروپگاند را میتوان به سه گونه تقسیم نمود

١- پروپگاند سفید که از منبعی شناخته شده منتشر می شود.

۲- پروپگاند سیاه که منبعی به ظاهر دوستانه ولی در حقیقت مخالف دارد.

۳- پروپگاند خاکستری که از منبعی به ظاهر بی طرف اما در حقیقت مخالف پخش می شود. 

نتیجه :

١ –  به منظور داشتن قضاوتی اﺒﮋکتیو و دوری از دام پروپگاند به هنگام اطلاع گیری ازهر خبر و هر موضوع باید به منابع متفاوت مراجعه کرد ٫ هر چه تعداد منابع مورد مطالعه بیشتر باشد به همان نسبت خطر تاﺛیر پروپگاند کمتر است. 

۲ – به هنگام مطالعه مطبوعات اخبار منتشره در روزنامه های مشهور و معتبر را باید با دقتی بیشتر خواند و تجزیه تحلیل کرد.

۳  – عناوین اخبار همواره و مجبورا نشانگر محتوای متن نیستند به همین سبب نیر نباید تنها به خواندن عناوین اکتفا کرد.

 

 

“ستار سویگین” رئیس فدراسیون سوئد-آذربایجان روز شنبه در کنفرانس مطبوعاتی خود گفت: انجمن نویسندگان آذربایجان جنوبی مقیم کشورهای خارجی تأسیس خواهد شد.
به گفته وی، هم اکنون اقداماتی برای تأسیس این انجمن در حال انجام است.
وی افزود: در ماه سپتامبر یک کنفرانس به مناسبت تأسیس این انجمن برگزار خواهد شد. نویسندگان آذربایجان جنوبی مقیم کشورهای خارجی برای عضویت در این انجمن دعوت خواهند شد.

“بابک موغانلی” با فرمان صابر رستم خانلی و فروع الدین پرویزنیا رؤسای مشترک “کنگره آذربایجانیان جهان” بعنوان رئیس “کنگره آذربایجانیان جهان” در امور آذربایجان جنوبی منصوب شده است.
“بابک موغانلی” (شاهدوست حاج اوغلو میرزایی) در سال 1995 در شهرستان موغان (پارسآباد) استان اردبیل به دنیا آمده است. در سال 1998 در آذربایجان جنوبی پس از تأسیس کمیته حمایت از قره باغ کوهستانی، وی یکی از اعضای فعال این کمیته بوده است. وی مکرراً در ایران زندانی شده و از سال 1995 به جمهوری آذربایجان مهاجرت کرده است.

از سوي مسئولان برگزاري کنفرانس در شهر استکهلم سوئد مربوط به بررسي مسائل و مشکلات اجتماعي-فرهنگي و سياسي زنان آذربايجاني اطلاع داده شد که زمان برگزاري اين کنفرانس به تاريخ ۴-۳ سپتامبر ۲۰۱۱ موکول شده است. تمامي افراد و تشکلات به اين کنفرانس دعوت ميشوند.

براي آگاهي بيشتر٫ با اين ايميل مکاتبه نمائيد: gunaz.qadin@hotmail.com

نابرابری های اجتماعی , حقوقی و اقتصادی موجود در بین زن و مرد که از اوایل قرن

بیستم زنان را به مبارزه برای کسب حقوقی برابرو حتی در برخی موارد تنها وتنها برای به دست آوردن حقوق اولیه یک انسان وادار نموده است نه یک مقوله حقوقی بلکه مسئله ای است تربیتی و طبیعتا راه حل اساسی آن نیز نه در متون قضائی بلکه در بطن خانواده یافت خواهد شد, چرا که نخستین تبعیضات میان دختر و پسر, از طفولیت توسط والدین , در این محیط پایه گذاری می شود و کودکان با این نابرابری ها رشد کرده و به نوبه خویش آن را در جامعه اشاعه می دهند.

جالب اینجاست که زن , این قربانی اصلی بی عدالتی ها , بدون آنکه بخواهد و در بیشتر جوامع بدون آنکه بداند با بکارگیری ناخودآگاه سیستم تربیتی که بدان انس گرفته است خود تا حد زیادی مسئول ادامه این نابرابریهاست .

دروضعیتی ایده آل مادر و پدر هر دو باید درتربیت کودک شریک باشند , اما در اغلب جوامع و بوڍﮋه در مناطقی که برای زن حقوقی شناخته نشده و یا در تئوری شناخته شده و بدان عمل نمی شود این امر به صورت بسیار طبیعی به عهده زن گذاشته شده و به یکی از وظایف بیشمار اجباری وی تبدیل می شود.

این امر حتی در کشورهایی که از صفت پیشرفته بهره مندند نیز مشاهده می شود اما به صورتی نامحسوس . نگاهی به تابلوهای نصب شده در اماکن عمومی که تصویر عوض نمودن پوشک کودک توسط زن را نشان می دهد گواهی بر این امر است .

زن تحت تا ﺛیر جامعه و تربیت سنتی خویش با تقسیم نابرابرانه وظایف و با تعیین ناعادلانه نقش دختر و پسر در خانه به نوبه خود به حفظ و تداوم چرخه ” تاﺛیر جامعه بر خانواده و تاﺛیر متقابل و همگون خانواده بر جامعه” ادامه می دهد.

تعیین نقش دختر و پسر در خانواده , که نمونه کوچکی از جامعه می باشد , با انتخاب اسباب بازی ها شروع می شود. دختر به بازی با عروسک و لوازم آشپزخانه تشویق شده و پسر اسلحه و اتومبیل دریافت می کند.

با گذشت زمان امور خانه داری و حتی خدمتگزاری به پسر خانواده به دختر سپرده شده و والدین مخصوصا مادربه طور مستقیم جایگاه زن را در خانواده بدو می آموزند و این در حالی که پسر از تمامی این امور به دور نگاه داشته شده و رفته رفته آنها را کاری زنانه به حساب آورده و انجام آنها را کسر شأنی برای خویش می پندارد. کدامیک از ما در حضور دختر خانواده به خود جرات طلب یک فنجان چای از برادر وی کرده و می کنیم ˁ

اما به هنگام گفتگو در مورد اقتصاد , سیاست و یا حتی مشکلات روزمره پسر به عنوان مصاحب انتخاب می شود و کارهای فنی به وی سپرده می شود. کدام مادریست که در حضور دختر و پسر خود کوبیدن میخی به دیوار, تعویض لامپ , بستن یک پیچ و به طور کل کارهایی که از دید جامعه مختص مردها بوده و نشانگر حرفه ای درآمدزا می باشد را به دختر خود بسپارد ˁ

پدربا به همراه بردن فرزند ذکوربر سر کارنه تنها به وی اجازه یادگیری قوانین بازار و در نتیجه مفهوم استقلال اقتصادی را می دهد بلکه اغلب حق الزحمه ای نیز به وی می پردازد حال اینکه دختر ته تنها به خاطر خانه داری هیچ دستمزدی دریافت نمی کند بلکه با باقی ماندن در چهارچوب خانه از طرفی از ارتباط با اشخاص و مسائل خارج اعم از اقتصادی , اجتماعی و سیاسی محروم شده و از طرفی دیگر به تکیه اقتصادی بر پدر و برادر عادت می کند . این اتکا به نوبه خویش اجازه و قدرت پی بردن و بکارگیری انرﮋی , کارآیی , هوشیاری , استعداد و ظرفیت یادگیری را از دختر سلب می کند .

پسری که در چنین محیطی پرورش می یابد زن را موجودی ضعیفتر از خود و تنها شایسته فرمانبرداری دانسته و این رفتار را با خود به به محل کار, به درون خانواده آتی خود و در یک کلام به جامعه منتقل خواهد کرد.

جالب اینجاست که حتی جامعه بین الملل که در راه استقرار برابری حقوق زن و مرد از پیشنهاد هیچ راهی دریغ نمی کند خود با صدور قراردادها و معاهده ها ی مربوط به این امر همزمان با دور کردن زن از تکیه گاه سنتی و مخصوصا اقتصادی وی یعنی پدر, برادر و همسر( امری بس قابل تقدیر) وی را با جای دادن این قراردادها در کنار قراردادها ی دفاع از حقوق کودکان و یا سالمندان به صورتی غیر مستقیم موجودی ضعیف جلوه داده وبا بی خبر نگه داشتن زن از کاراکتر تربیتی نابرابری زن و مرد وی را به سوی تکیه گاهی دیگر که این بار سازمان های بین المللی , انجمن ها و در حد بالا و در بهترین حالت دولت می باشد سوق میدهد ( بله زن , این “موجود ضعیف ” بالاخره باید به جایی تکیه کند !!!).

نابرابری های اجتماعی و حقوقی بین زن و مرد که در جوامع سنتی و وابسته به دین بسیار محسوس می باشد اگر در خانواده راه حلی نیابد سیستم مردسالاری را تقویت می کند و خواهد کرد.

بدین سبب زن باید مبارزه برای برابری با مرد را با تربیت یکسان و برابر دختر و پسر خود شروع نموده وبا اراده ای آهنین هم خود را بر برچیدن پایه های تربیت سنتی لااقل در درون خانواده خویش نهد. این وظیفه ایست بس دشوار چرا که باید با سنتها و قراردادهای کهن جنگید و به عبارتی در خلاف مسیر رودخانه به شنا پرداخت .

مارگارت تاچر را پس از وینستن چرچیل می توان به حق درخشانترین چهره سیاسی انگلستان در قرن بیستم دانست . وی که نخستین رهبر زن یک حزب سیاسی انگلستان می باشد به مدت ۶ا سال ( ١٩٩۰ – ١٩٧۴ ) در صدر حزب محافظه کار فعالییت نموده وبه سال ١٩٧٩ به عنوان نخست وزیرانگلستان انتخاب شده و بیش از یازده سال این پست را اشغال کرد.

تاچر از سنین نوجوانی با کمک به پدر در فروشگاه خواربارفروشی با قواعد بازار آزاد آشنا شده و بعدها به تحصیل در رشته های شیمی و حقوق پرداخت و دیری نپائید که با دنی تاچر , که تا پایان عمر مهمترین حامی و مشوق مالی و معنوی مارگارت در مسیر حیات سیاسیش بود , ازدواج کرد.

تاچر که اولین نخست وزیر زن انگلستان می باشد به هنگامی زمام امور را در دست گرفت که اوضاع سیاسی , اجتماعی و به وڍژه اقتصادی این کشور با بحران سختی مواجه بود. بیکاری ,سرازیر شدن موج مهاجران , بوجود آمدن گروههای ﻨژادپرست , بمبگذاری های استقلال طلبان ایرلند , وضعیت کجدار و مریز انگلستان نسبت به اتحادیه اروپا و احتمال جنگ با آرژانتین بر سرجزایر فالکلند گوشه ای از مشکلاتی بود که عرصه را بر تاچرتنگ نموده و راه حلی طلب می کرد.

تاچر در چهارچوب سیاست داخلی در مرحله نخست هم خویش را بر تخفیف مهم نقش دولت در زمینه اقتصاد و خصوصی نمودن کمپانی ها و چلب سرمایه های خارجی نهاد.وی توانست با خصوصی کردن بریتیش استیل این کمپانی را که در سال یک میلیارد پوند ضرر داشت و تولید آن حتی از نصف تولید دیگر کمپانی های اروپا کمتر بود به بزرگترین تولید کننده فولاد اروپا تبدیل نماید. بریتیش ایر ویز نیز که یکی از مقروض ترین کمپانیهای انگلستان بود به دنبال خصوصی شدن و فروش سهامش در زمره بهترین و سودآورترین وسایل حمل و نقل هوایی دنیا جای گرفت.

سیاست داخلی تاچر را میتوان در چکیده ای از سخنزانی وی در سال ١٩٧٥ خلاصه نمود : ” یک شخص حق دارد که همانگونه که می خواهد کار کند , درآمد خود را خرج نماید , صاحب ملک خود باشد و دولت را به عنوان خدمتگزار و نه ارباب در کنار خود داشته باشد. اینها مڍراث انگلیسی بوده و اصول لازمه اقتصاد آزاد را تشکیل می دهند که مابقی آزادی ها بدین آزادی وابسته است.”

تاچر همچنین برای مبارزه با بیکاری که در برخی شهرهای صنعتی و کارگرنشین همچون بریکستون به ۵۵% رسیده و سبب شورش می شد با به تصویب رساندن قوانینی به جا و از آنجمله پنج قانون برای باطل نمودن امتیازات سندیکا که تنها کارگران عضو سندیکا را استخدام می کردند توانست رکورد تاریخی کاهش درصد بیکاران را در انگلستان به جای گذارد.

در چهارچوب سیاست خارجی اراده خلل ناپذیر تاچردر جنگ بر سر جزایر فالکلند منجر به پیروزی انگلستان در مقابل آرژانتین شده و میزان رضایت انگلسیها را از سیاست های وی بالا برد. اما آنچه که مارگارت تاچر را از نخست وزیران دیگر انگلستان و حتی از دیگر سران ممالک اروپایی متمایز کرد و وی را به چهره ای تاریخی و به یاد ماندنی تبدیل نمود همانا به زانو درآوردن اتحادیه اروپا در استرداد پولهایی بود که انگلستان برای شرکت در بودجه این اتحادیه واریز می کرد. تاچر با شخصیت خستگی ناپذیر خود توانست در سال ١٩۸۴ اتحادیه را مجبور به صدور قراری نماید که بر طبق آن میزان پرداخت انگلستان برابر کمک مالی بود که این کشور از اتحادیه دریافت می کرد.

در سال ١٩٧۶ روزنامه ستاره سرخ چاپ مسکو یه سبب موضع ضد کمونیستی تاچر و به منطور کاهش وجهه سیاسی وی لقب “خانم آهنین” را به تاچر نسبت داد که با گذشت زمان و نتایج قابل توجه نخست وزیری وی و بویژه سرسختی وی دردفاع از منافع کشور خود در مفابل اتحادیه اروپا این لقب به تحسینی تبدیل شده و به تاریخ سپرده شد.